محمد الريشهري

357

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

اهل سنّت به آرامى و تساهل برخورد مىكرد . « 1 » اين شيوه ، سبب شد كه او اقتدار و وجاهت لازم براى راهبرىِ نظام شيعى را در ميان حكومت و اهل سنّت به دست آورد . وفات حسين بن روح نوبختى ، پس از 21 سال نيابت خاصّ امام مهدى عليه السلام در شعبان سال 326 ق رحلت كرد و در مقبرهء نوبختيان به خاك سپرده شد . « 2 » او قبل از مرگ خويش على بن محمّد سمرى را به امر امام مهدى عليه السلام به عنوان نايب چهارم ايشان معرفى كرد . 628 . الغيبة ، طوسى - به سندش به نقل از ابو العبّاس بن نوح « 3 » - : نوشته‌اى به خطّ محمّد بن نفيس « 4 » ديدم كه آن را در اهواز نگاشته بود كه : « نخستين نامه‌اى كه از ابو القاسم [ حسين بن روح ] آمد ، چنين بود : " او را مىشناسيم . خداوند ، نيكى و رضوانش را به او بنماياند و توفيق و سعادت را نصيبش سازد ! ما از نامه‌اش آگاه شديم و او در آنچه متصدّى آن است ، مورد اعتماد ماست . او نزد ما منزلت و جايگاهى دارد كه خشنودش مىكند . خداوند بر احسانش به او بيفزايد ! همانا خداوند ، سرپرستى توانمند است . ستايش ، ويژهء خداى بىهمتاست ، و خدا بر پيامبرش ، محمّد ، و خاندانش درود و سلامى فراوان بفرستد " . اين نامه روز يكشنبه ، شش روز از شوّال سال سيصد و پنج گذشته ، رسيد » . « 5 » 629 . الغيبة ، طوسى - به نقل از امّ كلثوم ، دختر ابو جعفر عَمرى - : ابو القاسم حسين بن روح ، سال‌هاى فراوان ، وكيل ابو جعفر عَمرى بود ، به املاكش سركشى مىكرد و اخبار محرمانه‌اش را به سركردگان شيعه مىرساند و آن اندازه به او نزديك بود و با وى انس

--> ( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 384 ح 347 . ( 2 ) . الغيبة ، طوسى : ص 386 . ( 3 ) . احمد بن على بن عبّاس سيرافى : نجاشى مىگويد : « وى ساكن بصره بود . ثقه ، دقيق در نقل روايت ، فقيه وآگاه به حديث و روايت است و استاد و شيخ ماست و از او بهره برده‌ايم . كتاب‌هاى فراوان دارد ، از جمله : المصابيح فى ذكر من روى عن الائمّة عليهم السلام لكلّ إمام » ( ر . ك : رجال النجاشى : ج 1 ص 226 ش 207 ) . ( 4 ) . ابو الفرج محمّد بن مظفّر بن نفيس مصرى : فقيه و از مشايخ صدوق است كه از او در توقيعات كتاب كمال‌الدين ، روايت كرده است ( ر . ك : ج 3 ص 372 ح 641 مستدركات علم رجال الحديث : ج 7 ص 331 ش 14511 ، معجم رجال الحديث : ج 18 ص 279 ش 11830 ) . ( 5 ) . الغيبة ، طوسى : ص 372 ح 344 ( با سند صحيح ) ، بحار الأنوار : ج 51 ص 356 .